|
|
|
|
|
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش ميكند را هم خوشبو ميكند.
|
||
|
|
|
|
|
هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود . و یکی چگونه می توانست باشد ؟ هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست . و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت . عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند . خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد . و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد . و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد . و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند . و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور . اما کسی نداشت ... و خدا آفریدگار بود . و چگونه می توانست نیافریند . زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ... و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود . و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود . و عدم گوش نداشت . حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرفهایی است برای نگفتن ... حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند . و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...
و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت . درونش از آنها سرشار بود . و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟ و خدا بود و عدم . جز خدا هیچ نبود . در نبودن ، نتوانستن بود . با نبودن نتوان بودن . و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد . و خدا گمشده ای داشت ...
|
||
|
|
|
|
|
تا ريشه در آب است، اميد ثمري هست ... .
|
||
|
|
|
|
|
در كشوري بنام عشق، سرزميني ست بنام دوستي در آن سرزمين، كوهي ست بنام صفا در آن كوه، رودي ست بنام وفا و آن رود به باتلاقي مي رسد بنام " جــدايي"
* مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم!
|
||
|
|
|
|
|
بابام گفت: عشق كشكه! منم جواب دادم: زندگي هم آشه، بدون كشك بي مزه ميشه! . . . نتيجه اخلاقي: آش كشك خالته، بخوري پاته، نخوري هم چيزي رو از دست ندادي ...... همين!
|
||