|
|
|
|
|
هميشه وقتي كه ميرن تازه ميشينيم و فكر ميكنيم كه چرا رفت.... هيچ وقت به اين فكر نمي كنيم، چه كرديم كه رفت.... گاهي يادمون ميره بزرگترين گنجينه هاي زندگيمون افرادي هستند كه دوستشان داريم و آنها نيز به نوبه ي خود ما را دوست دارند... گاهي فراموش ميكنيم زمان به سرعت ميگذره و فصل هاي زندگمون ورق ميخوره بدون اينكه قدرشون رو بدونيم... يادت هست سال پيش، دوسال پيش، 10 سال پيش اين موقع چه كساني در زندگيت حضور داشتند و حالا ديگه نيستند؟؟؟ به همين راحتي زمان ميگذره و سال ديگه اين موقع شايد در لحظه هاي زندگي همديگه نباشيم.....
|
||
|
|
|
|
|
كاش جنس دل من هم فرق مي كرد......
شنيده ايم كه مي گويند: دوري و دوستي اما نازنينم، مي دانستي كه اگر فاصله ها را زياد كني، گرماي دستانت را فراموش خواهم كرد؟ مگذار سردي سكوت جاي هم نوايي مان را بگيرد....
پ.ن: با مداد رنگي هايم ياد خوب آمدنت را نقاشي مي كنم و جاده سپيد رفتنت را خط خطي خواهم كرد.
|
||
|
|
|
|
|
بعد از کلی کار و خستگی به یه مسافرت نیاز داشتم و این چهار روز باعث شد خستگی های این چند وقته جای خودش رو به آرامش از دست رفتم بدهند. رفتن و قدم زدن کنار دریای آبی و ساحل زیبای کیش خیلی آرومم کرد. دوچرخه سواری بعد از سالها و غواصی بهترین قسمت های سفر بود. همه چیز عالی بود. امروز هم که یه روز از همون روزهای عالی زندگی بود. امروز بعد از ظهر رفتم برای رکوردگیری. در مدت ۴۰ دقیقه باید ۲۰ تا ساچمه رو میزدم به هدف...... خوب بود و تونستم قبول بشم.
پ.ن:برای رسیدن به هدفی که قبلا به آن دست پیدا نکرده اید، باید کسی باشید که هرگز قبلا نبوده اید. (لس براون)
|
||
|
|
|
|
|
یک عاشق بزرگ کسی است که هرگز قلب ساده و بی آلایش را از دست نمی دهد....
عشق کور نیست، بلکه چشم دل را نیز میگشاید. اما چون بیشتر می بیند، مشتاق است که کمتر متوجه بشود.
|
||
|
|
|
|
|
ديروز، روز خوبي بود. بعد از مدت ها بالاخره شيوا رو ديدم. با بچه ها رفتيم رستوران نويد توي سهروردي. سر ناهار كلي خنديديم و شيطنت كرديم. بعد از ناهار هم به پيشنهاد من رفتيم ۲۱. جاي دنج و راحتيه! ديروز چندتا از آشناها رو هم اونجا ديدم. كاپوچينو سفارش داديم..... كاپوچينوي ۲۱ خيلي معروفه و حرف نداره با اون برج بلند و ته ديگش (به قول مهدي) .... ديروز خوش گذشت. تبديل شد به يه روز به يادماندني.... جاي شما خالي بود!!!
|
||